سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۲
زن از روایت فقدان تا روایت امکان در اندیشه رهبر شهید انقلاب

حوزه/ مسئله زن در گفتمان انقلاب اسلامی، گذر از روایت «فقدان» به روایت «امکان» است؛ الگویی مستقل بر پایه کرامت ذاتی زن، تسکین وجودی، مسئولیت سیاسی هم‌سنگ و قانون‌مداری که زن را در عین ایفای نقش‌های متناسب در خانه و جامعه، کنشگری مؤثر در هدایت و تمدن‌سازی معرفی می‌کند.

خبرگزاری حوزه | چکیده: مسئله زن در گفتمان انقلاب اسلامی، همواره با دو روایت متقابل مواجه بوده است: روایتِ «فقدان» که زن را در افقِ «نیست‌ها» تعریف می‌کند و روایتِ «امکان» که او را در بسترِ «بودها» و ظرفیت‌های وجودی بازمی‌شناسد. این نوشتار با تکیه بر مبانی فقه سیاسی ناظر بر «نظریه ولایتِ فقیه»، درصددِ صورتبندی «الگویِ سوم زن» به‌عنوان یک پارادایم مستقل در نظامِ حکمرانی اسلامی است. ضرورت این بحث در سه ساحت کلامی (تبیین جایگاه نیمی از جمعیت بشر برای اثبات برتری مکتب)، تربیتی (رسالت خطیر زنان در تربیت جامعه) و سیاسی (تبیین رویکرد ابزاری سرمایه‌داری به زن) صورتبندی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که الگویِ سوم، نه یک سازش التقاطی میان دو گفتمان شرقی و غربی، که یک «نظام معرفتی مستقل» مبتنی بر «کرامت ذاتی زن»، «تسکین وجودی او در نظام آفرینش» و «مسئولیت سیاسی هم‌سنگ با مردان» است. این پژوهش با تکیه بر روشِ قرآن در پرداختن به مسئله زن (انسان‌شناسی و هستی‌شناسی) و با تبیین مفهوم «نقش پنهان زن» - که عبارت است از تأثیر غیرمستقیم زنان انبیا و اولیای الهی در هدایت جامعه - نشان می‌دهد که زن تراز انقلاب، در عین برخورداری از کرامت هم‌سنگ با مرد، در بستر منازل گوناگون (خانه و جامعه) نقش‌های متناسب با خود را ایفا می‌کند.

ضرورت بحث از جایگاه زن در اسلام

پرداختن به مسئله زن در اسلام، یک انتخاب حاشیه‌ای نیست، بلکه ضرورتی است که در سه ساحتِ کلامی، تربیتی و سیاسی قابل تبیین است:

ساحت کلامی:

تقریبا نیمی از جمعیت جوامع را زنان تشکیل می‌دهند. اگر مکتبی در مقام نظام فکری منسجم نتواند جایگاه نیمی از جمعیت بشری را به درستی تبیین کند، قطعا از نظر عقیدتی و کلامی نخواهد توانست مکتب برتر باشد. بنابراین توانمندی ادیان در تبیین صحیح جایگاه زن، معیاری برای سنجش برتری آن‌هاست.

ساحت تربیتی:

رسالت بسیار بزرگ تربیت کردن و به وجود آوردن مایه‌های تربیتی در جوامع بشری بر عهده زنان جامعه است. زنان این نقش را مستقیما در مقام مادری و همسری ایفا می‌کنند. آنها این نقش را غیرمستقیم با حضور خود در محیط‌های مختلف جامعه نیز ایفا می‌کنند. اگر این حضور و ایفای نقش تعریف‌نشده و مشخص نباشد، قطعا برای خود و جامعه مشکلات تربیتی به وجود خواهد آورد.

ساحت سیاسی:

شهید مطهری در کتاب حقوق زن در اسلام به درستی تبیین می‌کند که روزگاری برای استثمار جوامع از ابزار جهالت استفاده می‌شد. اما مدت‌هاست که استثمارگران به این نتیجه رسیده‌اند که بهترین راه برای استثمار جامعه، استفاده ابزاری از زن است.

ایشان می‌نویسند:

«مطامع سرمایه‌داران در این جریان بی‌دخالت نبود. کارخانه‌داران برای اینکه زن را از خانه به کارخانه بکشند و از نیروی اقتصادی او بهره‌کشی کنند، حقوق زن، استقلال اقتصادی، آزادی و تساوی حقوق زن با مرد را عنوان کردند. و آنها بودند که توانستند به این خواسته‌ها رسمیت قانونی بدهند.»

ویل دورانت در فصل نهم از کتاب لذات فلسفه پس از نقل برخی نظریات تحقیرآمیز نسبت به زن از ارسطو، نیچه و شوپنهاور و برخی کتب مقدس یهود، و اشاره به اینکه در انقلاب فرانسه با آنکه سخت از آزادی زن هم بود، اما عملا هیچ تغییری رخ نداد، می‌گوید: «تا حدود ۱۹۰۰ میلادی، زن به سختی دارای حقی بود که مرد ناگزیر باشد از روی قانون آن را محترم بدارد.» آنگاه درباره علل تغییر وضع زن در قرن بیستم بحث می‌کند و می‌گوید: «آزادی زن از عوارض انقلاب صنعتی است.» سپس به سخن خود چنین ادامه می‌دهد: «زنان کارگران ارزان‌تری بودند و کارفرمایان آنان را بر مردان سرکش سنگین‌قیمت ترجیح می‌دادند»

تکامل ماشینیسم و رشد روزافزون تولید به میزان بیش از حد نیاز واقعی انسان‌ها و ضرورت تحمیل بر مصرف‌کننده با هزاران افسون و نیرنگ، و فوریت استخدام همه وسایل سمعی و بصری و فکری و احساسی و ذوقی و هنری و شهوانی برای تبدیل انسان‌ها به صورت عامل بی‌اراده مصرف، بار دیگر ایجاب کرد که سرمایه‌داری از وجود زن استفاده کنند؛ اما در زیر سرپوش آزادی و تساوی.

روش قرآن در پرداختن به مسئله زن

قرآن کریم در پرداختن به مسئله زن از دو روش بنیادین بهره گرفته است. این دو روش، قرآن را از رویکردهای تحقیرآمیز فرهنگ جاهلیت متمایز می‌سازد.

انسان‌شناسی: قرآن، زن و مرد را هر دو از یک گوهر انسانی می‌داند. قرآن کرامت ذاتی انسان را فارغ از جنسیت به همه فرزندان آدم اعطا کرده است. آیه «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» ناظر به همین کرامت مشترک است.

هستی‌شناسی: قرآن، زن و مرد را دو رکن مکمل در نظام آفرینش معرفی می‌کند. هرکدام از این دو رکن، نقشی متناسب با طبیعت وجودی خود دارند. آیه «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» ناظر به همین نقش تسکیندهنده زن در نظام هستی است»

الف) کالبدشکافی فقهی روایت فقدان

روایت فقدان ریشه در دو رویکرد فقهی متفاوت دارد.

رویکرد ذات‌گرای سلبی: در این رویکرد، زن با کاستی‌های تکوینی تعریف می‌شود. مستندات این نگاه، عمدتاً مبتنی بر برخی روایات ناظر بر نقصان عقل زن و حجب او در برخی مناصب اجتماعی است. این روایت، زن را در افق نیست‌ها تعریف می‌کند. این روایت، زن را از کنشگری سیاسی و اجتماعی به حاشیه می‌راند.

رویکرد نقشی-کارکردی محدودکننده: در این رویکرد، هرچند زن از حیث کرامت انسانی هم‌سنگ مرد دانسته می‌شود، اما نقش طبیعی او در خانواده به عنوان مانعی برای حضور اجتماعی گسترده تلقی می‌گردد.

نقد فقهی این دو رویکرد: هر دو رویکرد دچار یک اشکال روش‌شناختی اساسی هستند. این اشکال، تقلیل زن به یک بعد واحد است. رویکرد اول، زن را به موجودی ناقص تقلیل می‌دهد. رویکرد دوم، زن را به نقشی خانوادگی محدود می‌کند. درحالی‌که اسلام ناب، زن را موجودی چندبعدی می‌داند. زن در این نگاه، همزمان عبد خداست. زن در این نگاه، عضو خانواده است. زن در این نگاه، سوژه سیاسی جامعه است.

ب) مبانی فقه سیاسی روایت امکان در اندیشه رهبری

رهبر معظم انقلاب با تکیه بر سه مبنای فقهی بنیادین، روایت امکان را صورتبندی کرده‌اند.

اصل کرامت ذاتی زن (مبنای انسان‌شناختی): ایشان تأکید می‌فرمایند که نگاه اسلام به جنسیت، یک نگاه درجه دو است. نگاه اول و درجه یک، حیث انسانیت است.

اصل تسکین وجودی زن (مبنای هستی‌شناختی): ایشان با استناد به آیه «لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» و با بهره‌گیری از تفسیر علامه طباطبایی، زن را مظهر رحمانیت الهی در نظام خانواده معرفی می‌کنند.

اصل مسئولیت سیاسی هم‌سنگ (مبنای فقهی-سیاسی): ایشان تصریح می‌کنند که زن و مرد در تلاش برای رسیدن به حیات طیبه و توانایی‌های فکری و روحی در عرصه‌های علمی، فرهنگی، هنری، اثرگذاری اجتماعی-سیاسی، فعالیت اقتصادی و مسائل بین‌المللی هیچ تفاوتی با هم ندارند.

ج) نسبت الگوی سوم با نظریه ولایت فقیه

پرسش کلیدی فقه سیاسی این است که آیا الگوی سوم زن با نظریه ولایت فقیه سازگار است؟ پاسخ در بازتعریف ماهیت ولایت نهفته است. ولایت در اندیشه امام خمینی(ره)، صرفاً قدرت سخت حکومتی نیست. ولایت، ولایت تکوینی فقیه بر نظام آفرینش و هدایت جامعه به سمت قرب الهی است.

در این چارچوب، باید میان دو مفهوم کلیدی تفکیک قائل شد. ولایت در خانواده بر عهده مرد است. ولایت در خانواده ناظر به سرپرستی و قیومیت در امور زندگی است. مستند قرآنی این ولایت، آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ است.» مدیریت نرم‌افزاری در خانواده، نقشی است که رهبری برای زن ترسیم می‌کنند. ایشان می‌فرمایند مدیر خانه زن است.

بنابراین ولایت در مقیاس کلان یعنی فقیه و مدیریت نرم‌افزاری در مقیاس خرد یعنی مادر یا مدیر خانه، هر دو در راستای یک هدف غایی قرار دارند. این هدف غایی، ایجاد جامعه‌ای آرام و برخوردار از حیات طیبه است. این هدف غایی، غایت نظام ولایت است.

د) قانون مداری و قانون منزلی؛ چارچوبی نو برای فهم نقش زن

قانون مداری (آیه ۳۵ سوره احزاب): این آیه، ده صفت مشترک ایمانی و عملی را برای زنان و مردان برمی‌شمارد. این آیه نشان می‌دهد که ارزش و پاداش الهی به جنسیت وابسته نیست. ارزش و پاداش الهی به اعمال، صفات اخلاقی و معنوی افراد مرتبط است.

قانون منزلی: اصل برابری ایمانی زن و مرد (قانون مداری) ثابت است. اما نحوه ظهور و بروز این اصل در موقعیت‌های مختلف (قانون منزلی) متغیر است. نمونه عینی این اصل در سیره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) دیده می‌شود. آنان در مدینه، آنچنان در خانه بودند که همسایگان ایشان را نمی‌دیدند. اما آنان در موقعیتی دیگر، در مسجد خطبه خواندند و به روشنگری سیاسی پرداختند.

هـ) نقش پنهان زن؛ قدرت معنوی تسکین‌بخش

مفهوم نقش پنهان زن در این پژوهش، به معنای تأثیر عمیق و غیرمستقیم زنان در هدایت جامعه و پیشبرد اهداف الهی است. این نقش، نه با قدرت مادی که با قدرت معنوی تسکین و آرامش ایفا می‌شود.

مصادیق این نقش پنهان در تاریخ، گسترده و ژرف است.

حضرت حوا(س): همدم و مایه آرامش آدم(ع) در آغاز مسیر بشریت.

حضرت ساره(س): همسر وفادار ابراهیم(ع) که در کنار او، بنیان توحید را استوار کرد.

حضرت هاجر(س): مادر اسماعیل(ع) که با ایثار و توکل خود، سرچشمه زمزم و بنیاد خانه کعبه را رقم زد.

مادر موسی(ع): که با الهام الهی، موسی را در نیل گذاشت و او را از چنگال فرعون نجات داد.

حضرت مریم(س): بانویی که بدون همسر، فرزندی چون عیسی(ع) را به جهان آورد و با عصمت خود، الگویی بی‌نظیر از بندگی شد.

حضرت خدیجه(س): نخستین زنی که به پیامبر(ص) ایمان آورد و با تمام ثروت و وجود خود، از او حمایت کرد.

حضرت فاطمه زهرا(س): دختر پیامبر و مادر ائمه که با خطبه فدکیه و دفاع از ولایت، مسیر تاریخ را تغییر داد.

حضرت زینب(س): که پس از عاشورا، با خطبه‌های آتشین خود، پیام کربلا را به گوش تاریخ رساند.

حضرت معصومه(س): که با هجرت خود به قم، این شهر را به پایگاه علمی تشیع تبدیل کرد.

حضرت نرجس خاتون(س): مادر امام زمان(عج) که در پنهان، آخرین حلقه زنجیره امامت را به سرانجام رساند.

در دوران معاصر نیز، زنان ایران در انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و جنگ ایران و آمریکا، بار دیگر نشان دادند که نقش پنهان آنان چگونه می‌تواند مسیر سرنوشت‌ساز یک ملت را رقم بزند. این نقش پنهان، همان قدرت معنوی و تسکین‌بخشی است که در طول تاریخ داشته‌اند.

در این باره، این بیت زیبا، مفهوم نقش پنهان را به خوبی به تصویر می‌کشد:

در کار گلاب و گل حکم ازلی این شد / آن شاهد بازاری و این پرده‌نشین باشد

گلاب (عطر وجود) از گل (زن) برمی‌خیزد، هرچند گل در پرده‌نشینی خود، همچنان پنهان است. این، همان رمز نقش پنهان است.

و) نتیجه‌گیری و پیشنهادات راهبردی

گذر از روایت فقدان به روایت امکان در مسئله زن، یک تحول پارادایمی در فقه سیاسی انقلاب اسلامی است. این تحول مستلزم سه اقدام راهبردی است.

اقدام اول در سطح نظری:

تدوین یک فقه خانواده و تمدن‌سازی زنانه به عنوان شاخه‌ای مستقل از فقه، این فقه باید با تکیه بر مبانی کرامت ذاتی، تسکین وجودی، قانون مداری و قانون منزلی تدوین شود.

اقدام دوم در سطح گفتمانی:

عبور از ادبیات محدودیت‌ها و استثناها به ادبیات ظرفیت‌ها و مسئولیت‌های هم‌سنگ.

اقدام سوم در سطح عملی:

طراحی نظام نقش‌های اجتماعی بر اساس نظام اولویت زنانه. این طراحی باید با الگوگیری از سیره حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) انجام شود.

محمدرضا بابایی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha